غلامحسين افضل الملك
157
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
بسازند تا اهل كاروان در گرما و در زير سايه باشند و در سرما محفوظ مانند . هركس اهل خير است البته در اينجا بناى خوبى از سنگ يا آجر خواهد ساخت ، بلكه بر والى خراسان يا حاكم طبس و تون لازم است كه از اصناف كسبهء تون يك نفر صاحب مايه را مجبور كند كه همه وقت در اين رباط ساكن شده جو و كاه و نان و بعضى چيزها در اينجا بياورد و بكاروانيان به فروش رساند كه مردم آسوده شوند و كاروانيان مجبور نگردند كه از تون با خود حمل نان و جو و كاه و آب كرده به اين منزل بياورند و از براى حمل اجناس فوق العاده ستور كرايه كنند . خلاصه در اين منزل نان و آذوقه و كاه و زغال و هيزم و تمام لوازم نيست و احدى پيدا نمىشود . تمام چيزها را از تون خريده حمل بستوران كرايه كرده در اينجا آورديم . اينها را محض آن نوشتم كه مسافرين تكليف خود را در اين منزل بدانند و از دو طرف اياب حمل آذوقه و ملزومات با خود نمايند . در اين منزل در پيش كوه و پشت كوه سه گودال يا چهار گودال آب است كه از چشمهها قطرهقطره بيرون آمده و كاروانيان بصعوبت آب برمىدارند . آبها شيرين است لكن كثيف و سرخ رنگ است و زرد رنگ و لاىدار است . در اين منزل باز اين آب شيرين هست كه كثيف و گلآلود است در منزل فردا بهيچوجه آب شيرين نيست فقط آب شورى است كه به درد خيول « 1 » مىخورد . آب شيرين را بايد براى فردا از اينجا برداشت . خوراك و عليق مال را هم بايد از تون ذخيره داشته باشند كه باز در منزل فردا كاروانسرا دار و آبادى و رعيتى نيست جز يك كاروانسراى ساخته و آب شور چيزى پيدا نمىشود . در كوههاى اينجا كبك ديده مىشود كه بسر آب گاه مىآيند . شب دوشنبهء ششم از منزل رباط به طرف « چاه گنبد » حركت شد . مسافت راه پنج فرسنگ و نيم است در دو طرف جاده نزديك بهم كوهها و تپهها است . صبح به منزل رسيديم . آبادى و آب شيرين در اين منزل چاه گنبد نيست . آب شورى راكد دارد كه
--> ( 1 ) - در اصل به صورت « خبولى » است ولى ظاهرا از لرزش قلم تحرير شده .